

سربازی آغاز شد...
برچسب:
نویسنده: مهران شریفی
میگه : «بابا کجاش دلگیره؟ نگا نارنگیا رو. نگا نارنجیا رو. به زبان حال با انسان سخن میگه. خرمالو رو ببین »
میگم جمشید ، نارنجی چیه؟ مهر.. آبان.. وای از آذر..
چهجوری بگذرونیم امسالو؟
#چهرازی
پ.ن: امان از آبانِ بی یار...
برچسب:
نویسنده: مهران شریفی
عطرت داره از پیرهنی * که جا گذاشتی میپره... ♪ ♪ ♪
پ.ن: * شلواری!
برچسب:
نویسنده: مهران شریفی
من
تو خونه ,دلم که برات تنگ میشه مسیج های قدیمی مونومیخونم و عکسای دونفره مونو از نو میبینم
تو
تو پادگان , دلت که برام تنگ میشه چیکار میکنی...
برچسب:
نویسنده: مهران شریفی
به چه کار می ایند انگشتان کشیده ام ,وقتی هرچقدر کِش می ایند به تو نمیرسند...
برچسب:
نویسنده: مهران شریفی
مگه چقدر لباسِ گرم دارم که هوای سردِ پاییزو دووم بیارم
وردار بیار بغلتو...
برچسب:
نویسنده: مهران شریفی